ادبیات روسیه ۰ عنوان
ادبیات روسیه در کتابچه من، بلوکِ مستقلِ خودش را دارد و دلیلش روشن است: هیچ ادبیاتِ دیگری در فارسی، اینقدر عمیق و گسترده ترجمه نشده است. تولستوی با «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، داستایفسکی با «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف»، گوگول با «ارواح مرده»، چخوف با داستانهای کوتاه و نمایشنامههایی که هنوز اجرا میشوند، و بعد از آنها بولگاکف و پاسترناک و سولژنیتسین و نویسندههای معاصرِ روس.
روسیه اینجا زیرِ اروپا پنهان نشده، چون عمقِ ترجمهاش اجازه نمیدهد؛ و زیرشاخهٔ کشوری هم ندارد، چون همهاش یک سنت است و دوره فیلترش میکند: قرن نوزدهمِ طلایی، قرن بیستمِ شوروی و تبعید، و معاصرهای قرن بیستویکم. اگر رمانِ حجیمِ فلسفی دوست دارید، داستایفسکی را بردارید؛ اگر قصهٔ خانوادگیِ حماسی میخواهید، تولستوی را؛ و اگر داستانِ کوتاهِ دقیق دوست دارید، چخوف بهترین شروعِ ممکن است. ترجمههای فارسیِ روسی، از مترجمانِ باسابقهای مثلِ آبتین گلکار و دیگران است و معمولاً دقیقاند.
روسیهٔ شوروی، ادبیاتِ تبعیدی و زیرزمینیِ خودش را داشت: میخائیل بولگاکف با «مرشد و مارگاریتا» که سالها ممنوع بود و بعد از مرگش منتشر شد، و الکساندر سولژنیتسین با «مجمعالجزایرِ گولاگ» که نوبل گرفت و تبعید شد. روسیهٔ امروز هم نویسندههایی دارد مثلِ لودمیلا اولیتسکایا که از زندگیِ زنهای روس مینویسد و به فارسی هم ترجمه شده است. اگر دنبالِ روسیهٔ شوروی هستید، بولگاکف را بردارید؛ و اگر دنبالِ روسیهٔ امروز هستید، اولیتسکایا را.
کتابی با این فیلترها پیدا نشد.
بازگشت به همه کتابها