ادبیات آلمان ۰ عنوان
ادبیات آلمان با گوته شروع میشود؛ «فاوست» و «ورتر» که رمانِ تربیتی و رمانتیسمِ اروپایی را ساختند. بعد از او، توماس مان با «کوهِ جادو» و «بودنبروکها»، هرمان هسه با «گرگِ بیابان» و «سیذارتا»، و فرانتس کافکا با کابوسهای دیوانسالارانهاش، ادبیاتِ آلمانیزبان را به اوج رساندند. کافکا اهلِ پراگ بود و به آلمانی مینوشت؛ با پراگِ آن روزگار شناخته میشود و در سنتِ آلمانیزبان مینشیند، نه لزوماً آلمانِ امروز.
رمانِ آلمانی معمولاً فلسفی و سنگین است؛ اگر دنبالِ قصهٔ سبک هستید، اینجا جایِ مناسبی نیست، ولی اگر ایده و شخصیت برایتان مهمتر از حادثه است، مان و هسه بهترین انتخاباند. ترجمههای فارسیِ آلمانی، از مترجمانِ باسابقهٔ زبانِ آلمانی است و معمولاً دقیقاند؛ پس اگر کتابی از این شاخه را پیدا کردید، با خیالِ راحت بردارید.
آلمانِ پس از جنگ، ادبیاتی ساخت که با گذشتهاش روبهرو شد: گونتر گراس با «طبلِ حلبی» که نوبل گرفت، هاینریش بل با رمانهای اخلاقیِ پساجنگی، و نویسندههایی که از دیوارِ برلین و وحدتِ دوباره نوشتند. آلمانِ امروز هم نویسندههایی دارد مثلِ یولی تسه که از دولتِ نظارتی و آزادیهای مدنی مینویسد. رمانِ آلمانی معمولاً فلسفی است، ولی نسلِ تازه قصهگوتر شده است. اگر دنبالِ آلمانِ امروز هستید، یولی تسه را بردارید؛ و اگر دنبالِ ریشهها هستید، گراس هنوز سر جای خودش است.
کتابی با این فیلترها پیدا نشد.
بازگشت به همه کتابها