ادبیات فرانسه ۰ عنوان
ادبیات فرانسه، مدرسهٔ رمانِ مدرن است. بالزاک با «کمدیِ انسانی» که صدها شخصیت را در جامعهٔ فرانسه به هم گره زد، فلوبر با «مادام بوواری» که نثر را به کمال رساند، پروست با «در جستوجوی زمانِ ازدسترفته» که حافظه را به رمان آورد، و کامو و سارتر با اگزیستانسیالیسم، چهار ستونیاند که رمانِ امروز روی آنها ایستاده است.
فرانسه را با «فرانسویزبان» اشتباه نگیرید: نویسندهٔ بلژیکی یا کاناداییِ فرانسویزبان، بلژیکی یا کانادایی است، نه فرانسوی. اگر رمانِ کلاسیکِ حجیم دوست دارید، بالزاک را بردارید؛ اگر نثرِ دقیق میخواهید، فلوبر را؛ و اگر فلسفه در قالبِ داستان دوست دارید، کامو بهترین شروع است. جایزهٔ گنکور، معتبرترین جایزهٔ فرانسه است و برندگانش معمولاً زود به فارسی ترجمه میشوند؛ قفسهٔ گنکور روی همین صفحه، راهِ خوبی برای کشفِ تازههاست.
فرانسهٔ امروز، «خودزندگینامهنویسیِ» تازهای دارد: آنی ارنو با نوبلش، زندگیِ خودش را به ادبیات تبدیل کرد و ژانری ساخت که حالا «اتوفیکشن» خوانده میشود. رمانِ فرانسویِ معاصر، هم پرفروش دارد و هم تجربی؛ از میشل اوئلبکِ جنجالی تا لیلا سلیمانیِ مراکشیتبارِ فرانسوی که با فرانسه شناخته میشود. جایزهٔ گنکور هنوز معتبرترین جایزهٔ فرانسه است و برندهاش، هر سال پرفروشترین کتابِ فرانسه میشود. اگر دنبالِ فرانسهٔ امروز هستید، ارنو را بردارید.
کتابی با این فیلترها پیدا نشد.
بازگشت به همه کتابها