ادبیات مکزیک ۰ عنوان
ادبیات مکزیک با دو نامِ بزرگ شروع میشود: خوان رولفو با «پدرو پارامو»، رمانی کوتاه که روستای مردگان را به رئالیسم جادویی پیوند زد، و کارلوس فوئنتس با رمانهای حجیمی که مکزیکِ مدرن را از انقلاب تا امروز روایت میکند. بعد از آنها، نسلهای تازهتری آمدند که از خشونت، مهاجرت، شهرِ مکزیکوسیتی و زندگیِ روزمره مینویسند؛ صداهایی مثل والریا لوییزلی و فرناندا ملچور که در سالهای اخیر به فارسی هم ترجمه شدهاند.
مکزیک را با کلمبیا اشتباه نگیرید: رئالیسم جادوییِ مکزیکی، خشکتر و روستاییتر است و مرگ، حضوری روزمره در آن دارد. اگر رمانِ کوتاهِ عمیق دوست دارید، رولفو را بردارید؛ اگر رمانِ بلندِ تاریخی میخواهید، فوئنتس انتظارتان را میکشد. ترجمههای فارسیِ مکزیک معمولاً کمشمار ولی با کیفیتاند؛ پس اگر کتابی از این شاخه را پیدا کردید، قدرش را بدانید.
مکزیکِ امروز، زنهای نویسندهٔ قدرتمندی دارد: والریا لوییزلی با «بایگانیِ کودکانِ گمشده» که مهاجرت را از چشمِ کودکان روایت میکند، و فرناندا ملچور با «فصلِ طوفان» که خشونتِ روستاییِ مکزیک را بیپرده نشان میدهد. روزِ مردگان، جشنِ مکزیکیِ مرگ، در ادبیاتِ این کشور حضوری روزمره دارد؛ مرگ در مکزیک، پایان نیست، همسایه است. اگر دنبالِ مکزیکِ امروز هستید، از همین نامهای تازه شروع کنید؛ و اگر دنبالِ ریشهها هستید، رولفو و فوئنتس هنوز سر جای خودشاناند.
کتابی با این فیلترها پیدا نشد.
بازگشت به همه کتابها