برخیز عشق من،برخیز
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نگاه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۲۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۱ (نوبت ۲)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۳۴۴۹
- کد کتاب
- MBL-01833-01
- مترجم
- پرویز همتیان بروجنی
- دستهبندی
- ادبیات آلمان
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۷۴۴٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
ویرانههایی که عشق را از یاد نمیبرند
درباره انسانهایی که پس از جنگ، دنبال دلیلی برای دوباره ایستادن میگردند
این مجموعه، داستانهای متنوع و روانشناختی غنی و اخلاقی عمیق بل را گرد آورده است که عواقب جنگ را بر افراد و بر کل فرهنگ بررسی میکنند. در این داستانها، سربازان و ایثارگران در حال بازگشت، کارمندان و خانوادههای معمولی، هر کدام با زخمی از جنگ زندگی میکنند و بل با انتقادی شدید از نظم سیاسی و اجتماعی تازه آلمان، از بیمعنایی جنگ و ریاکاری زندگی مدرن سخن میگوید. در کنار این محکومیت صریح، تأییدی هم هست بر شعر تجربههای انسانی؛ لحظههایی که آدمها، با همه ویرانی، هنوز انسان میمانند. بل، استاد داستان کوتاه قرن بیستم بود و داستانهایش، از طنزآمیزترین تا تلخترین، همگی از یک دغدغه جان میگیرند: جنگ چه بر سر آدمی میآورد و پس از جنگ، چگونه میتوان دوباره زندگی کرد؟ این مجموعه ۲۴۸ صفحهای، گزیدهای است از داستانهای بل که در کنار هم، تصویری کامل از دنیای او میسازند.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«برخیز عشق من، برخیز» برای خوانندگانی است که میخواهند هاینریش بل را از دریچه داستان کوتاه بشناسند؛ نویسندهای که خود جنگ را تجربه کرده و در آثارش بهجای گزارش خشک نبردها، سراغ انسانهایی میرود که پس از جنگ باید با ویرانههای درونی و بیرونی خود زندگی کنند. داستانهای این مجموعه هم از نظر روانشناختی غنیاند و هم از نظر اخلاقی عمیق؛ بل در آنها نشان میدهد که جنگ با تمام شدنش تمام نمیشود، بلکه در روابط، شغلها و نگاه آدمها به زندگی ادامه مییابد. ترجمه پرویز همتیان این مجموعه را به فارسیزبانان معرفی کرده و نشر نگاه آن را در مجموعه آثار بل جای داده است. اگر به ادبیات آلمان پس از جنگ، داستان کوتاه و آثاری که دربارهٔ جستوجوی معنا در دل ویرانی حرف جدی میزنند علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب تازهای باشد.
برشی از کتاب
◼️ «چند هفته آخر مرتب تلاش میکردم از مردمی که از من میپرسیدند برای امرار معاش چه میکنم، بپرهیزم. اگر واقعاً ناچار میشدم اسمی برای حرفهام بگذارم، مجبور بودم واژهای را بر زبان بیاورم که آنان را سراسیمه میکرد. از این رو ترجیح میدهم از روشی نظری برای ثبت اعترافاتم بر کاغذ استفاده کنم.»
◼️ «مثل یک کابوس آن شب، خانوادهی زومپن را برای شام به خانهی خود دعوت کرده بودیم؛ افرادی نازنین... زومپن میتوانست برای من مفید باشد؛ او رییس کمیتهای بود که برای پروژههای ساختمانی قرارداد منعقد میکردند و من هم با حرفهی حفاری پیوند بسته بودم.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام