🎉

تخفیف ویژه زمستانه! تا ۵۰٪ تخفیف روی تمام کتاب‌ها

سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

اپلیکیشن کتابچه من

دانلود

ساندویچ ژامبون

Ham on Rye

نویسنده: چارلز بوکوفسکی

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نگاه

نشر نگاه

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۴۰۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال چاپ
۱۴۰۴ (نوبت ۱۸)
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۷۶۰۸۰۶
کد کتاب
MBL-01395-01
دسته‌بندی
ادبیات ملل

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۷۸۵٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

پسری که میان دو نان گیر افتاده بود ، روایتی از پسرِ وسط ساندویچ
این کتاب، رمانی است درباره بزرگ شدن هنری چیناسکی، خویشتن داستانی بوکوفسکی. داستان از کودکی بدون شادی او در آلمان شروع می‌شود و سال‌های سخت نوجوانی در لس‌آنجلسِ دوران رکود بزرگ را دنبال می‌کند؛ پسری که با پدری خشن، با جوش‌های صورت، با تنهایی و با کتاب‌های دی. اچ. لارنس بزرگ می‌شود و کم‌کم دنیای زنان و الکل را کشف می‌کند. بوکوفسکی در این رمان سال ۱۹۸۲، که بسیاری آن را از بهترین آثار او می‌دانند، با لحنی صادقانه و بسیار خنده‌دار، از بیگانگی پسری می‌گوید که هیچ‌جا احساس تعلق نمی‌کند. ساندویچ ژامبون، برخلاف رمان‌های دیگر بوکوفسکی که در بزرگ‌سالی چیناسکی می‌گذرند، به ریشه‌ها برمی‌گردد و نشان می‌دهد که نویسنده‌ای که بعدها به شهرت رسید، از چه کودکی‌ای بیرون آمده است.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

«ساندویچ ژامبون» برای خوانندگانی است که طنز تلخ و نثر بی‌پرده بوکوفسکی را می‌پسندند و می‌خواهند رمانی درباره پسر بودن، در چنگ خانواده و جامعه‌ای که آرام‌آرام آدم‌ها را تهی می‌کند، بخوانند. این کتاب در ایران مورد اقبال خوانندگان جدی قرار گرفته و به چاپ‌های متعدد رسیده است. ترجمه علی‌امیر ریاحی و انتشارات نگاه، این اثر را در قالبی خواندنی در اختیار مخاطب فارسی‌زبان قرار داده است.

برشی از کتاب

◼️ متن اصلی : The first thing I remember is being under something. It was a table, I saw a table leg, I saw the legs of the people, and a portion of the tablecloth hanging down. It was dark under there, I liked being under there. 

 

◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: اولین چیزی که به یاد می‌آورم این است که زیر چیزی بودم. یک میز بود؛ پایه‌ی میز را می‌دیدم، پاهای آدم‌ها را می‌دیدم و بخشی از رومیزی را که آویزان بود. آن زیر تاریک بود و من دوست داشتم آن زیر باشم.

 

◼️«اولین چیزی که از حرف‌های مادربزرگ یادم می‌آید این بود: «همتونو تو گور می‌کنم»! این را اولین بار وقتی گفت که می‌خواستیم شروع کنیم به غذا خوردن، و بعدها بارها و بارها قبل از شروع غذا همین را تکرار کرد.»

 

◼️ «اولین چیزی که یادم می‌آید، مخفی بودن زیر چیزی‌ست. زیر یک میز. من پایه‌ی میز را می‌دیدم، پاهای آدم‌ها را...»

 

◼️ «بیشتر آدم‌ها در ۲۵ سالگی تمام می‌شوند و بعد تبدیل می‌شوند به ملتی بی‌شعور که رانندگی می‌کند، غذا می‌خورد، بچه‌دار می‌شود و هرکاری را به بدترین شکلش انجام می‌دهد؛ مانند رای دادن به کاندیدای ریاست جمهوری، که آن‌ها را یاد خودشان می‌اندازد.»

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام