شبگرد
اللص والکلاب
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نگاه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۱۲۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۲ (نوبت ۲)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۳۱۲۸
- کد کتاب
- MBL-02776-01
- مترجم
- صادق دارابی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۱۲۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
بازگشتی که به انتقام ختم نمیشود روایتی از یک مرد آزادشده، در شهری که دیگر جای او نیست،
شبگرد رمانی از نجیب محفوظ، نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات، است. سعید مهران پس از چهار سال زندان به جرم سرقت آزاد میشود و در پی انتقام از کسانی است که به او پشت کردهاند: همسرش با دوست قدیمیاش ازدواج کرده، دخترش دیگر او را نمیشناسد و استاد سابقش که زمانی الگوی فکریاش بود، دیگر با او همفکر نیست. سعید حس میکند از همهجا رانده شده و جایی در جامعه ندارد و تصمیم میگیرد با اسلحه، عدالت را خودش اجرا کند، اما در عمل بیشتر در تنهایی و آشفتگی ذهنیاش غرق میشود. محفوظ در این رمان از تکنیک جریان سیال ذهن استفاده میکند و بیشتر تمرکز را بر درونیات شخصیت اصلی میگذارد. روایت از زاویههای گوناگون نوشته شده، از ذهن خود سعید تا راوی سومشخص و گاهی افکار دیگر شخصیتها، و همین ساختار، هم فضای ذهنی آشفته او را نشان میدهد و هم بیثباتی محیط اجتماعی و سیاسی اطرافش را. رمان در دوره پس از انقلاب ۱۹۵۲ مصر نوشته شده و فضای آن از شکاف میان آرمانها و واقعیت اجتماعی تأثیر گرفته است. ترجمه صادق دارابی این رمان را به فارسی رسانده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«شبگرد» برای خوانندگانی است که میخواهند نجیب محفوظ را فراتر از «بچههای محلهٔ ما» یا «راه» بشناسند. این رمان کوتاه، در همان ۱۲۷ صفحه، تصویری فشرده و عمیق از انسانِ راندهشدهای به دست میدهد که میان گذشته و حال، میان میل به انتقام و نیاز به تعلق، سرگردان است. محفوظ با نثری دقیق و ساختاری چندلایه، نشان میدهد که چگونه یک جامعهٔ زخمخورده میتواند آدمهایش را به حاشیه براند و آنها را در چرخهای از خشم و بیمعنایی گرفتار کند. اگر به ادبیات عرب، رمانهای روانشناختی و آثاری علاقه دارید که دربارهٔ شکاف فرد و جامعه حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای جدی شماست.
برشی از کتاب
◼️ «درحالی که نگاهش میکردم با مهربانی گفتم: من تو را خوب به یاد دارم. با چشمان کمسویش کمی روی میزم خم شد… فهمیدم چشمانش ضعیف است… با صدای دورگه و خشنی گفت: واقعاً حافظه یاریام نمیکند… چشمانم هم ضعیف شده… اما روزهای محلهٔ خان جعفر که فراموششدنی نیست…»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام