جنایت و مکافات
Преступление и наказание
نسخههای مختلف این کتاب
۲ نسخه از ناشران مختلف برای انتخاب شما
فیلترها ۳
مرتبسازی: بالاترین امتیاز
نشر نگاه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۷۵۵
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- جلد سخت
- سال چاپ
- ۱۴۰۰ (نوبت ۱)
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۳۹۷
- کد کتاب
- MBL-00810-02
- مترجم
- اصغر رستگار
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۵۲۵٬۰۰۰تومان
نشر نگاه
- تعداد صفحات
- ۶۳۹
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- جلد سخت
- سال چاپ
- ۱۴۰۵ (نوبت ۲۳)
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۳۹۷
- کد کتاب
- MBL-00810-01
- مترجم
- اصغر رستگار
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
معرفی کتاب
تبار گناه، در سایه وجدان روایتی از یک جنایت و هزار پرسش
جنایت و مکافات، رمان سال ۱۸۶۶ داستایفسکی، داستان راسکولنیکوف، دانشجوی فقیر و مستأصل در سن پترزبورگ، است که خود را ورای قوانین جامعه میپندارد و مرتکب قتل پیرزنی رباخوار میشود. اما پس از قتل، نه رهایی، بلکه رنج و عذاب برایش باقی میماند. او وارد بازی تعقیب و گریز خطرناکی با بازپرس پلیس، پورفیری پتروویچ، میشود و در میانه این بازی، با سونیا، دختری که خود قربانی فقر است، آشنا میشود. داستایفسکی در این رمان، قصه ساده قتل را به عمیقترین رمان فلسفی سده نوزدهم تبدیل میکند و از وجدان و گناه و رستگاری و مرز میان انسان معمولی و انسان برتر سخن میگوید. جنایت و مکافات، از بزرگترین رمانهای جهان است و خواندن آن، تجربهای است که خواننده را به پرسش درباره خودش میکشاند.
چرا این کتاب را بخوانیم
«جنایت و مکافات» برای خوانندگانی است که رمان کلاسیک را نه بهعنوان متنی تشریفاتی، بلکه بهعنوان روایتی زنده و برنده میخواهند. داستایوسکی با نثری پرتنش و شخصیتپردازیای که هیچکس را کامل خوب یا کامل بد نشان نمیدهد، جهانی میسازد که در آن هر انتخاب، بهایی دارد و هیچ تصمیمی بیپیامد نمیماند. ترجمه اصغر رستگار از دیرباز یکی از ترجمههای شناختهشده و پرخواننده این اثر به فارسی بوده و نشر نگاه آن را در قالبی شکیل و بادوام منتشر کرده است. اگر به ادبیات روسیه، رمانهای روانشناختی و آثاری که درباره مرز باریک اخلاق و قدرت حرف جدی میزنند علاقه دارید، این کتاب یکی از انتخابهای اصلی شماست.
برشی از کتاب
ترجمه کتابچه من از متن اصلی: در آغاز ماه ژوئیه، در هوایی بسیار گرم، نزدیک غروب، جوانی از اتاقک خود که از مستاجران در کوچه س. اجاره کرده بود بیرون آمد و آرام، گویی مردد، به سوی پل ک. راه افتاد.
متن اصلی: В начале июля, в чрезвычайно жаркое время, под вечер, один молодой человек вышел из своей каморки, которую нанимал от жильцов в С-м переулке, на улицу и медленно, как бы в нерешимости, отправился к К-ну мосту.
◼️ «کسی که وجدان داشته باشد و به اشتباهِ خودش پی ببرد، به عذابِ وجدان دچار میشود. همین مکافات برای او کافی است... اشدِّ همه محکومیتهای کیفری است.»
◼️ «در این که گناهکاری، حرفی نیست. میدانی چرا گناهکاری؟ چون خودت را به خاطرِ هیچ و پوچ فروختهای، خودت را به خاطرِ هیچ و پوچ تباه کردهای. این است که وحشتناک است!»
◼️ «من فقط یک بار به دنیا میآیم، دو بار که به دنیا نمیآیم؛ حوصله هم ندارم بنشینم منتظرِ سعادتِ جامعه باشم؛ میخواهم زندگی کنم، اگر نه، سرم را بگذارم و بمیرم.»
◼️ «آدمی را فقط به تدریج و با دقتِ نظر میشود درست شناخت.»
اثرهای دیگرِ فئودور داستایفسکی
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام