سکه سازان
Les Faux-monneyeurs
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نگاه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۴۷۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۵ (نوبت ۴)
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۶۷۳۱۰۹
- کد کتاب
- MBL-00382-01
- مترجم
- حسن هنرمندی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۹۷۵٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
سکههای تقلبی، انسانهای اصیل
روایتی پیشگام در «رمان نو» که مرز میان حقیقت و جعل را در زندگی و ادبیات به چالش میکشد
پاریس، دهه بیست. گروهی نوجوان سکههای طلای تقلبی میسازند و بیآنکه بدانند، بازی خطرناکی را شروع میکنند. اما سکه تقلبی فقط یک خط داستانی نیست؛ ژید همه کتاب را بر همین پرسش میسازد که اصل و بدل را چگونه میتوان از هم تشخیص داد؛ در پول، در عشق، در دوستی و در شخصیت آدمها. در میان دهها شخصیت، ادوارد، نویسندهای است که میخواهد رمانی به نام سکهسازان بنویسد؛ رمانی در رمان که با رمانی که در دست خواننده است، در هم میآمیزد. راوی دانای کل گاهی مستقیم با خواننده حرف میزند، انگیزه شخصیتها را زیر سؤال میبرد و شکلهای گوناگون واقعیت را به بحث میگذارد. سکهسازان، رمان سال ۱۹۲۵، کتابی است که ژید خودش آن را تنها «رمان» راستین خود میدانست و دیگران آن را از پیشگامان رمان نو خواندهاند. نویسندهاش در سال ۱۹۴۷ جایزه نوبل ادبیات را گرفت.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«سکهسازان» برای خوانندگانی است که به رمانهای کلاسیک فرانسوی، روایتهای چندصدایی و آثاری علاقه دارند که هم داستان دارند و هم خواننده را به فکر فرو میبرند. ژید در این کتاب، بهجای ارائه پاسخهای ساده، پیچیدگی انتخابهای انسانی و دشواری رسیدن به صداقت را نشان میدهد. ترجمهٔ حسن هنرمندی، که چندین دهه پیش انجام شده، این اثر را با نثری فاخر به فارسی برگردانده است. اگر به رمانهای روانشناختی، ادبیات مدرن و داستانهایی علاقه دارید که درباره حقیقت، آزادی، اخلاق و هویت فردی حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای جدی شماست.
برشی از کتاب
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: «لحظهای است که باور میکنم صدای قدمهایی در راهرو میشنوم»
◼️ متن اصلی: «C'est le moment de croire que j'entends des pas dans le corridor»
◼️ «برنار پیش خود گفت: حالا وقتی است که گمان کنم در دالان صدای پا میشنوم. سر برداشت و گوش فراداد، ولی نه؛ پدر و برادر بزرگش در کاخ دادگستری مانده بودند... برنار پروفیت آنديو در خانه مانده بود تا بهدقت درسهای امتحان دیپلم را روبهراه کند. سه هفته بیشتر وقت نداشت... یک قطره عرق در امتداد بینیاش جاری شد و روی نامهای که در دست داشت افتاد. برنار فکر کرد: «این قطره وظیفهٔ اشک را انجام میدهد، اما عرق ریختن از گریه کردن بهتر است.» آری، تاریخ نامه قطعی بود. بهانهای برای تردید در میان نبود؛ موضوع، البته مربوط به برنار میشد. نامه بهعنوان مادرش بود؛ نامهٔ عاشقانهای که هفده سال از تاریخش میگذشت و امضا نداشت.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام