🎉

تخفیف ویژه زمستانه! تا ۵۰٪ تخفیف روی تمام کتاب‌ها

سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

اپلیکیشن کتابچه من

دانلود

آن مادیان سرخ یال

آن مادیان سرخ یال

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نگاه

نشر نگاه

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۱۶۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال چاپ
۱۳۹۹ (نوبت ۵)
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۲۰۱۹
کد کتاب
MBL-01384-01
مترجم
—
دسته‌بندی
ادبیات ملل

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۲۵۰٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

مادیان سرخ، در آتش خون‌خواهی
روایتی نیم‌تاریخی و نیم‌اسطوره‌ای از امرؤالقیس، شاعر عاشقانه‌سرای دوران جاهلیت

قیس، شاعری جوان، از پدر عبوسش که پرندگانش را از خانواده‌اش بیشتر دوست داشت، جز تحقیر چیزی ندیده است. پدر، او را در نوجوانی به جرم شعر گفتن از خود رانده و حالا به هنگام مرگ، وصیت می‌کند که قیس انتقام خون او را بگیرد. قیس میان دو جهان می‌ماند؛ جهان شعر و احساس و جهان کینه و جنگاوری. دولت‌آبادی در این رمان، با نثری شعرگونه و غنی که امضای اوست، به تاریخ نگاهی شاعرانه می‌اندازد و نشان می‌دهد چطور وصیتی از گذشته، زندگی آدمی را به مسیری می‌کشاند که خودش انتخاب نکرده است. رمان، قصه مردی است که باید میان وفاداری به خون و وفاداری به شعر، یکی را برگزیند و همین کشمکش، آن را به یکی از آثار ماندگار دولت‌آبادی بدل کرده است.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

«آن مادیان سرخ یال» برای خوانندگانی است که می‌خواهند دولت‌آبادی را در فرمی فشرده‌تر از «کلیدر» ببینند و در عین حال، با یکی از ریشه‌های کهن شعر و اسطوره عرب آشنا شوند. این رمان کوتاه، اگرچه در قیاس با شاهکارهای حجیم دولت‌آبادی جمع‌وجور است، اما همان نثر پخته، تصویرسازی دقیق و تسلط نویسنده بر جزئیات تاریخی و اسطوره‌ای را در خود دارد. اگر به رمان تاریخی، ادبیات کهن و روایت‌هایی درباره شاعران و عاشقان دوره جاهلیت علاقه دارید، این کتاب می‌تواند دریچه‌ای تازه پیش رویتان بگشاید.

برشی از کتاب

◼️ «آری... هیچ نیامده است در هیچ نقل و روایتی که چکه چکه آن شب بر امروز القیس چه و چگونه گذشت.»

 

◼️ «و من در قیس می‌بودم پیش از آنکه بزاده باشم از مادر در اضطراب غرش طپاره‌های...»

 

◼️  «قیس در آغاز سنگین‌ترین نبرد خود، پاسخ شر، بت ذوالخلصه، هر سه چوب تراش خورده‌ی درون لاوک را برون آورد و به یک ضرب آن سه چوب را به زانو کوفته و شکست؛ برابر چشمان استخوانی آن بت! خیر، شر، خنثی.»

 

◼️ «قیدار، قیدار؛ می‌دانم و می‌فهمم؛ اگر انسان نتواند دوست بدارد، می‌میرد. می‌میرد.»


 

◼️ «... از آن میان قیس پدیدار شده بود در عشق، ستوده و کامل؛ مثل سادگی، مثل آب و مثل شب صحرا، و این بار فرود آمده بود برکنار برکه دمون از آن مرکب سرخ یال و دستان عطش در خنکای آب فرو برده بود مگر جرعه‌ای بر آن آتش نهفته دل...»

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز پرسشی دربارهٔ این کتاب منتشر نشده است؛ پرسش خود را بپرسید.

برای پرسیدن وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام