سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

حرمسرای قذافی

Gaddafi's Harem

نویسنده: آنیک کوژان

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نشر ثالث

نشر نشر ثالث

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۳۶۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال چاپ
۱۴۰۵ (نوبت ۴۴)
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۵۲۳۹۹
کد کتاب
MBL-02001-01
مترجم
بیژن اشتری
دسته‌بندی
ادبیات ملل

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۸۷۰٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

سلاحی که از بدنِ زنان ساخته شد روایتی مستند از چهره‌ای پنهان از دیکتاتوری

حرمسرای قذافی کتابی از آنیک کوژان است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد و بر اساس شهادت ثریا، دختری از شهر سرت، نوشته شده است. ثریا پانزده ساله بود که هنگام بازدید قذافی از مدرسه‌اش، دسته گلی به او تقدیم کرد و همین دیدار زندگی‌اش را برای همیشه عوض کرد. او به عمارت باب‌العزیزیه احضار شد و به جمع زنان جوانی پیوست که در آنجا مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند. کوژان که روزنامه‌نگار است، روایت ثریا را با تحقیق درباره ساختار قدرت در لیبی قذافی کنار هم می‌گذارد و نشان می‌دهد که خشونت جنسی در آن نظام چطور با قدرت سیاسی گره خورده بود. ترجمه بیژن اشتری این کتاب را به فارسی رسانده است. کتاب روایتی تکان‌دهنده و مستند است و خواندنش آسان نیست.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

«حرمسرای قذافی» برای خوانندگانی است که می‌خواهند فراتر از تحلیل‌های سیاسی مرسوم، ببینند یک نظام توتالیتر چگونه می‌تواند از بدن انسان به‌عنوان ابزار قدرت استفاده کند. این کتاب فقط یک افشاگری درباره یک دیکتاتور نیست؛ روایتی است درباره زنانی که سال‌ها در سکوت ماندند و صدایشان شنیده نشد. کوژان با نثری مستند و بی‌پرده، بدون آنکه به دام هیجان‌زدگی بیفتد، تصویری از سازوکاری به دست می‌دهد که در آن خشونت جنسی، بخشی از دیوان‌سالاری حکومت می‌شود. اگر به تاریخ معاصر خاورمیانه، روایت‌های مستند از درون قدرت و آثاری علاقه دارید که درباره هزینه انسانی استبداد حرف جدی می‌زنند، این کتاب یکی از انتخاب‌های جدی شماست.

برشی از کتاب

◼️«هرگز این لحظه را فراموش نخواهم کرد. او فقط به بدنم تعرض نکرد، بلکه روحم را نیز با دشنه‌ای سوراخ کرد. آن دشنه هرگز بیرون نیامد. همان‌جا ساکن و بی‌حرکت افتاده بودم و فقط گریه می‌کردم.»

 

◼️«قذافی لخت مادرزاد روی تخت دراز کشیده بود و سعی در تجاوز به من داشت... قذافی گفت نترس، من پدر، برادر و معشوقه تو هستم.»

 

◼️«قذافی لخت مادرزاد روی تخت دراز کشیده بود و سعی در تجاوز به من داشت... قذافی گفت نترس، من پدر، برادر و معشوقه تو هستم.»

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام