خانه ای که در آن بزرگ شدیم
The House We Grew Up In
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر آموت
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۴۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۳۹۹ (نوبت ۳)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۸۴۰۴۹۲
- کد کتاب
- MBL-02547-01
- مترجم
- علی شاهمرادی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۹۵۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
خانه ای که رازها را در خود نگه داشت
روایتی از فروپاشی تدریجی یک خانواده، از دریچهی خانهای که روزگاری پر از خنده بود و اکنون شبیه بیماری است که نفسهای آخرش را میکشد
رمان خانهای که در آن بزرگ شدیم نوشته لیزا جوئل نخستین بار در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. خانواده برد در منطقه کاتسولدز انگلیس، زندگی بهظاهر بینقصی دارند و روایت میان سال ۲۰۱۱ و بازگشتهایی به دوران کودکی فرزندان خانواده جابهجا میشود. خواننده میبیند که رفتارهای عجیب مادر خانواده، لورلای، از جمله تمایلش به احتکار، چطور بهتدریج خانوادهاش را از هم میپاشد. عید پاک، تعطیلات محبوب لورلای، پر از سرگرمی و جشن است، ولی وقتی فاجعهای رقم میخورد، زندگی اعضای خانواده برای همیشه تغییر میکند و هر یک به شیوه خودشان با روابط، تنهایی و مرگ روبهرو میشوند. ترجمه علی شاهمرادی این رمان را به فارسی رسانده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«خانهای که در آن بزرگ شدیم» برای خوانندگانی است که به رمانهای خانوادگی با لایههای روانشناختی علاقه دارند؛ آثاری که در آنها خانه، فقط پسزمینه نیست، بلکه خودش بخشی از داستان است. لیزا جول در این ۴۴۸ صفحه، تصویری از خانوادهای میسازد که در ظاهر هیچ کم و کسری ندارد، اما در زیر پوستش، ترکهایی وجود دارد که سالها نادیده گرفته شدهاند. جوجو مویز خواندن این کتاب را توصیه کرده و شخصیت لورلی را ستوده است. منتقدان نیز آن را «داستانی شگفتانگیز، قوی و تأثیرگذار» دربارهی «یک خانوادهی هم عادی و هم فوقالعاده» خواندهاند. اگر به رمانهای خانوادگی با شخصیتهای پیچیده، روایتهای چندلایه و آثاری علاقه دارید که دربارهی هزینهی نگهداشتن رازها در دل خانواده حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای جدی شماست.
برشی از کتاب
◼️ متن اصلی: Hi, Jim! Well, I must say, I didn't think for a minute you'd be called something earthy like Jim! The Barbour and natty waistcoat in your profile photo make you look more like a Rupert or a Henry, something serious with two syllables, you know!
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: سلام، جیم! خب، باید بگویم حتی یک لحظه هم فکر نمیکردم اسمی خاکی مثل جیم داشته باشی! باربور و جلیقه شیک عکس پروفایلت باعث میشود بیشتر شبیه روپرت یا هنری به نظر برسی، اسمی جدی با دو هجا، میدانی!
◼️«سلام جیم! خب باید بگم نمیتونم حتی برای یه دقیقه هم فکر کنم که تو با یه اسم زمینی مثل جیم صدا زده بشی! کت مارک باربورت و اون جلیقه قشنگ توی عکس پروفایلت کاری کرده که شبیه شاهزاده روپرت یا هنری به نظر برسی... من لورلیام. اسمم سه یا چهاربخشه، بستگی داره چطوری اون رو بگی. (پدرومادرم اسم ما رو از زنهای توی افسانه ها برداشتن.) اسم خواهرم پاندوراست. یه خواهر دیگه داشتیم به اسم آتنا که مرده به دنیا اومد.»
◼️«حال و هوای خانه نشان از آن داشت که تا حدود زیادی دستنخورده باقی مانده است، اما کاملاً معلوم بود که این خانه مثل یک بیمار است. روستا در طول این دههها بزرگ و بزرگتر شده بود... خانهی برد مثل یک دندان پوسیده میان این خانه ها قرار گرفته است.»
◼️«زندگی مثل یه دومینوی بزرگ میمونه که هر بار با کوچکترین حرف یا عملمون امکان فروپاشی کاملش هست.»
◼️«نوشته ای بسیار زیبا که صفحه به صفحه ی آن درخشان است... فراموش نشدنی.» — جوآن مپسون، نویسنده
◼️«منحصربهفرد، هر قصهاش از قلب برخاسته است... پایانبندی رمان غافلگیرانه و زیباست، داستانهای جداگانه در نهایت به یکدیگر میآمیزند، گرچه سرسختانه در مقابلشان مقاومت میکنیم. زنجیرهی روابط خانوادگی به راحتی گسستنی نیست.» — جودیت رایان هندریکس، نویسنده
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام