گور به گور
As I Lay Dying
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نشر چشمه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۳۰۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۵ (نوبت ۳۷)
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۱۹۳۳
- کد کتاب
- MBL-00181-01
- مترجم
- نجف دریابندری
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۱٬۳۰۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
سفری که برای دفن یک مادر آغاز میشودروایتی چندصدایی از مرگ، خانواده و زبان، به قلم ویلیام فاکنر
ادی باندرن در بستر مرگ است و وصیت کرده که در جفرسون، زادگاهش، دفن شود. پس از مرگ او، خانوادهاش تابوت را روی گاری میگذارند و راهی سفری طولانی میشوند؛ سفری که باید از رودخانه طغیانکرده و جادههای خراب بگذرد و هر مرحله آن فاجعه تازهای میآورد. هر فصل کتاب را یکی از اعضای خانواده یا همسایهها روایت میکند؛ کش، پسر نجار که تابوت را ساخته است، دارل که ذهنی آشفته دارد، جول که اسبش را بیشتر از همه دوست دارد، دیویی دل که رازی دارد و واردامن کوچک که مرگ مادر را با منطق کودکانه خودش میفهمد. حتی خود ادی هم یک فصل حرف میزند. فاکنر این رمان را با پانزده راوی و پنجاهونه بخش نوشته است؛ کتابی که میان کمدی سیاه و تراژدی نوسان میکند. گور به گور، رمان سال ۱۹۳۰ ویلیام فاکنر، نویسنده آمریکایی، است؛ کتابی درباره خانواده، فقر، وظیفه و اصرار بر وصیتی که شاید بیشتر برای زندهها دردسر است تا برای مرده آرامش. فاکنر در سال ۱۹۴۹ جایزه نوبل ادبیات گرفت.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«گور به گور» برای خوانندگانی است که میخواهند رمانی بخوانند که فرم را به پرسش میکشد. فاکنر در این کتاب، بهجای ارائه یک داستان خطی و آسان، خواننده را در میان صداهایی پراکنده رها میکند تا خودش از دل آنها معنا بسازد. این شیوه، در ابتدا گیجکننده به نظر میرسد، اما بهتدریج چنان خواننده را در خود غرق میکند که دیگر نمیتواند کتاب را زمین بگذارد. ترجمهٔ نجف دریابندری، که خود از چهرههای صاحبنام ترجمهٔ ادبی در ایران است، این متن دشوار و پرلایه را با نثری روان و وفادار به فارسی برگردانده و نشر چشمه آن را به چاپهای متعدد رسانده است. اگر به ادبیات آمریکا، رمانهای مدرنیستی و آثاری علاقه دارید که دربارهٔ مرگ، زبان و خانواده حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای اصلی شماست.
برشی از کتاب
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: «جول و من از مزرعه بالا میآییم و در راه، یکی پشت سر دیگری حرکت میکنیم.»
◼️ متن اصلی: «Jewel and I come up from the field, following the path in single file.»
◼️«بعضی وقتها آدم به فکر میافته. دربارهٔ این همه غم و بدبختی که تو این دنیا هست؛ چه طور ممکنه به هر جایی بگیره، مثل رعد و برق. آدم باید خیلی به خدا ایمان داشته باشه که خودش رو نگه داره.»
◼️«من بنده خاص خدا هستم، چون که خدا اون بندهای رو که دوست داره امتحان میکنه؛ ولی انگار دوستیش رو یک جور عجیبی به آدم حالی میکنه.»
◼️ «اینها (زنها) زندگی رو برای خودشون سخت میکنند، چون مثل ما مردها نمیگن هر چی پیش اومد خوش اومد.»
◼️ «من و جوئِل داریم از سر زمین برمیگردیم، من از جلو او از عقب. من پونزده قدمی از او جلوترم، ولی هر کس از انبار پنبه نگاه کنه کلاه حصیری پارهپوره جوئِل رو یک سر و گردن بالای کلاه من میبینه.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز پرسشی دربارهٔ این کتاب منتشر نشده است؛ پرسش خود را بپرسید.
برای پرسیدن وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام