سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

خالکوب آشوویتس

The Tattooist of Auschwitz

نویسنده: هدر موریس

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نشر ثالث

نشر نشر ثالث

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۳۰۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال چاپ
۱۴۰۴ (نوبت ۱۳)
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۵۳۳۲۷
کد کتاب
MBL-01965-01
دسته‌بندی
ادبیات ملل

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۶۸۰٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

شماره‌ای که به قلب حک شد
روایتی واقعی از عشقی که در تاریک‌ترین اردوگاه مرگ جوانه زد، به قلم هدر موریس

خالکوب آشوویتس بر اساس خاطرات لالی سوکولوف نوشته شده است. لالی مردی یهودی اهل اسلواکی است که در سال ۱۹۴۲ به آشوویتس برده می‌شود و چون چند زبان می‌داند، او را به‌عنوان خالکوب اردوگاه به کار می‌گیرند. کار او زدن شماره بر بازوی زندانیان تازه‌وارد است و همین کار او را هر روز با مرز میان زنده ماندن و همدستی روبه‌رو می‌کند. در میان همین روزها او با زنی جوان به نام گیتا آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد به هر قیمتی زنده بماند. هدر موریس این داستان را پس از گفت‌وگوهای طولانی با لالی نوشته است و کتاب هم روایتی از عشق است و هم روایتی از انسانیت در شرایطی که انسانیت به‌سختی زنده می‌ماند. ترجمه سودابه قیصری این رمان را به فارسی رسانده است.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

«خالکوب آشوویتس» برای خوانندگانی است که می‌خواهند از دل یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ بشر، روایتی انسانی و امیدوارکننده بیرون بیاورند. این کتاب فقط درباره درد و رنج نیست؛ درباره نوری است که حتی در تاریک‌ترین اردوگاه‌ها خاموش نمی‌شود. هدر موریس داستان لالی را با وقار و خویشتن‌داری تعریف می‌کند و هرگز اجازه نمی‌دهد صدای خودش در آن رخنه کند. اگر به رمان‌های تاریخی بر اساس واقعیت، روایت‌های هولوکاست و داستان‌هایی علاقه دارید که درباره قدرت عشق و اراده انسان برای بقا حرف جدی می‌زنند، این کتاب یکی از انتخاب‌های جدی شماست.

برشی از کتاب

◼️ متن اصلی: I tattooed a number on her arm. She tattooed her name on my heart. 

 

◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: من شماره‌ای بر بازویش خالکوبی کردم. او نامش را بر قلبم خالکوبی کرد.

◼️ «اگر صبح از خواب بیدار شوی، آن روز، روز خوبی است.»

◼️ «ما تو کثافت ایستادیم اما نباید غرقش بشیم.»

◼️ «نجات یک نفر، نجات جهان است.»

◼️ «من فرمانده ردولف هُس هستم، مسئول آشوویتس. بالای دروازه‌ای که همین الان از میانش عبور کردید، نوشته است: کار شما را آزاد می‌کند. این اولین درس شماست، تنها درستون.»

◼️ «وقتی سال‌ها طوری زندگی کرده باشی که ندونی تا پنج دقیقهٔ دیگه زنده هستی یا نه، هیچ‌چیز دیگه‌ای تو دنیا وجود نداره که نتونی باهاش کنار بیای.»

◼️ «مراقب باش لالی؛ حواست به چیزهای کوچیک باشه. چیزهای بزرگ خودشان حل می‌شوند.»

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام