شهرهای بی نشان
Le città invisibili
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نگاه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۱۵۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۲ (نوبت ۴)
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۷۹۶۰
- کد کتاب
- MBL-00046-01
- مترجم
- فرزام پروا
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۱۱۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
شهرهایی که فقط در ذهن تو ساخته میشوند
سفری خیالی با مارکوپولو به شهرهایی که هرگز وجود نداشتهاند، اما همهی شهرهای واقعی را در خود دارند
مارکو پولو، جهانگرد ونیزی، به دربار قوبلای خان، امپراتور مغول، میرسد. امپراتوری چنان بزرگ است که خان نمیتواند همه شهرهایش را ببیند و مارکو را میفرستد تا شهرها را ببیند و برایش تعریف کند. اما مارکو بهجای گزارش خشک، از شهرهایی حرف میزند که هرکدام نامی زنانه دارند و هرکدام تصویری از یک فکر یا آرزو یا خاطرهاند؛ شهری که روی آب ساخته شده، شهری که ساکنانش با مردهها زندگی میکنند، شهری که همهچیز در آن نشانه است و شهری که مدام خودش را بازسازی میکند. کالوینو این کتاب را در پنجاه و پنج بخش کوتاه نوشته است؛ مثل قطعههای یک موزاییک که کنار هم، تصویری از شهر و انسان میسازند. گفتوگوهای مارکو و قوبلای خان میان بخشها میآید و کمکم معلوم میشود که همه این شهرها، در واقع یک شهرند؛ ونیز، زادگاه مارکو، که او در هر شهری که میبیند، دنبالش میگردد. شهرهای بینشان، رمان سال ۱۹۷۲ ایتالو کالوینو، نویسنده ایتالیایی، است؛ کتابی شاعرانه درباره شهر، حافظه و خیال.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«شهرهای بی نشان» برای خوانندگانی است که از رمانهای خطی و پرحادثه خسته شدهاند و میخواهند کتابی بخوانند که آهسته خوانده شود، در ذهن بماند و هر بار معنای تازهای بگیرد. این اثر نه یک داستان، بلکه تجربهای است از اندیشیدن به شهر، حافظه، زبان و امکان رهایی در دل جهان مدرن. ترجمهی فرزام پروا، که خود سالها روی کالوینو و ادبیات ایتالیا کار کرده، این متن پیچیده و شاعرانه را با نثری دقیق به فارسی برگردانده است. اگر به ادبیات ایتالیا، رمانهای فلسفی و آثاری علاقه دارید که خواننده را به تأمل و مشارکت فعال دعوت میکنند، این کتاب یکی از جدیترین انتخابهای شماست.
برشی از کتاب
◼️ متن اصلی: “Non è detto che Kublai Kan creda a tutto quel che dice Marco Polo quando gli descrive le città visitate nelle sue ambascerie, ma certo l’imperatore dei tartari continua ad ascoltare il giovane veneziano con più curiosità e attenzione che ogni altro suo messo o esploratore.”
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: «مسلم نیست که قوبلای خان همه آن چیزی را که مارکو پولو هنگام توصیف شهرهای دیدهشده در سفارتهایش میگوید باور کند، اما بیگمان امپراتور تاتارها با کنجکاوی و توجهی بیش از هر فرستاده یا جهانگرد دیگری به آن جوان ونیزی گوش میدهد.»
◼️«لذتی که یک شهر به تو ارمغان میدهد، عجایب هفتتا هفتادگانهاش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.»
◼️«مسافرت میکنی تا گذشتهات را دوباره زندگی کنی. سوالی که آنطرفش میتواند اینطور باشد که مسافرت میکنی تا آیندهات را پیدا کنی؟»
◼️ «تصاویر خاطره وقتی به کلمه قلاب شوند، پاک میشوند. شاید ترسم از آن است که اگر از ونیز صحبت کنم، آن را به یکباره از دست بدهم. یا شاید، همین حالا هم با صحبت کردن از شهرهای دیگر، آنها را از دست دادهام، خردهخرده، اندکاندک.»
◼️و در صفحات پایانی، مارکوپولو دربارهی دوزخ میگوید: «دوزخ موجودات زنده چیزی نیست که آمدنی باشد؛ اگر دوزخی باشد، هماکنون آمده است، دوزخی که ما هر روز آن را زندگی میکنیم... دو راه برای گریز از رنج دوزخ هست. اولی برای بسیار کسان آسانتر است: دوزخ را بپذیرند و طوری با آن یکی گردند که دیگر از دیدنش عاجز شوند. دومی پرخطر است و مراقبت و دلنگرانی دائمی میخواهد: بگردند و بیاموزند که چه و که، در دل دوزخ، از دوزخ برکنار است، و آنگاه به یاریاش بشتابند، و به او مجالی دیگر بار دهند.»
اثرهای دیگرِ ایتالو کالوینو
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز پرسشی دربارهٔ این کتاب منتشر نشده است؛ پرسش خود را بپرسید.
برای پرسیدن وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام