آقای پیپ
Mister Pip
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر آموت
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۲۸۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۱ (نوبت ۳)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۹۴۱۶۷۸
- کد کتاب
- MBL-00335-01
- مترجم
- فریده اشرفی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۳۲۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
کتابی که یک جزیره را زنده نگه داشت
روایتی از دختری سیاهپوست در جزیرهای محاصرهشده که با «آرزوهای بزرگ» دیکنز، جهانی تازه کشف میکند
در جزیره بوگنویل، در دل جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰، همه معلمها جز یکی جزیره را ترک کردهاند. آقای واتس، تنها مرد سفیدپوست باقیمانده، خرابههای مدرسه را جمعوجور میکند و هر روز برای بچهها از روی کتاب آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز میخواند. ماتیلدای سیزده ساله و همکلاسیهایش، که تا آن روز لندن را فقط نامی روی نقشه میدانستند، مسحور دنیای پیپ میشوند. ولی در جزیرهای که سربازان و شورشیان بهدنبال دشمن میگردند، خیالپردازی هم خطرناک میشود؛ وقتی سربازان میشنوند که بچهها از مردی به نام پیپ حرف میزنند، فکر میکنند پیپ شورشیای واقعی است. آقای پیپ، رمان سال ۲۰۰۶ لوید جونز، نویسنده نیوزیلندی، است. کتاب با روایت اولشخص ماتیلدا، داستانی درباره قدرت قصهگویی میگوید؛ اینکه یک کتاب، حتی کتابی از قرن نوزدهم و کشوری دیگر، چطور میتواند به بچههای جنگزده هویت و امید بدهد. کتاب در فهرست نهایی جایزه بوکر ۲۰۰۷ قرار گرفت و فیلمی سینمایی از آن ساخته شد.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«آقای پیپ» برای خوانندگانی است که میخواهند رمانی درباره جنگ و محاصره بخوانند، اما نه از زاویه سلاح و سیاست، بلکه از دریچه ذهن دختری که با کتاب، در برابر ویرانی مقاومت میکند. جونز در این ۲۸۸ صفحه نشان میدهد که ادبیات میتواند در تاریکترین لحظات، چیزی به انسان بدهد که هیچ قدرتی نمیتواند از او بگیرد: تخیل و امید. ترجمه روان فریده اشرفی و استقبالی که کتاب در ایران داشته (به چاپ دوم رسیده است) نشان میدهد که این اثر توانسته با مخاطب فارسیزبان ارتباط برقرار کند. اگر به رمانهای ادبی با راوی کودک، آثاری درباره قدرت روایت و داستانهایی علاقه دارید که در دل بحران، از انسانیت و مقاومت میگویند، این کتاب یکی از انتخابهای جدی شماست.
برشی از کتاب
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: «همه او را پاپآی صدا میزدند.»
◼️ متن اصلی: «Everyone called him Pop Eye.»
◼️«همهی ما هرچی داشتیم، از دست دادیم و خیلی خونهها مونو، اما این شکستها، با اینکه ممکنه خیلی سخت باشن، ما را یاد چیزهایی میندازن که هیچ کس نمیتونه از ما بگیره و اون افکار و قوهی تخیل ماست.»
◼️«ایمان مثل اکسیژنه. ایمان توی هر زمانی شما رو سرپا نگه میداشته. گاهی به اون احتیاج دارین، گاهی هم ندارین. اما وقتی بهش احتیاج دارین بهتره در ایمانواشتن آزموده و حرفهای باشین وگرنه به درد نمیخوره.»
◼️«مانند کسی به نظر میرسید که شاهد رنج و مصیبتی بوده، یا خودش گرفتار آن شده و نتوانسته فراموش کند. چشمانش درشتش در آن سر بزرگ، بیشتر از چشم دیگران بیرون زده بود، انگار میخواستند از سطح صورتش بیرون بزنند.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز پرسشی دربارهٔ این کتاب منتشر نشده است؛ پرسش خود را بپرسید.
برای پرسیدن وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام