سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

مجموعه اشعار حسین منزوی

نویسنده: حسین منزوی

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نگاه

نشر نگاه

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۱۰۴۸
قطع
رقعی
نوع جلد
زرکوب
سال چاپ
۱۴۰۵ (نوبت ۹)
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۷۵۵۰۹۷
کد کتاب
MBL-02008-01
مترجم
—
دسته‌بندی
ادبیات ملل

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

غزل، در حنجره‌ای که زخمی شد
مجموعه‌ای کامل از سروده‌های حسین منزوی، شاعری که غزل فارسی را از سنت به امروز رساند

حسین منزوی، شاعر زنجانی که در سال ۱۳۲۵ به دنیا آمد، از چهره‌های اثرگذار شعر معاصر فارسی است و نامش با جان دوباره بخشیدن به غزل گره خورده است. او در جوانی نخست ادبیات فارسی خواند و سپس به جامعه‌شناسی روی آورد، ولی آنچه او را ماندگار کرد، شعر بود. نخستین دفترش، «حنجره زخمی تغزل»، در سال ۱۳۵۰ منتشر شد و عنوان بهترین شاعر جوان جایزه شعر فروغ را برایش به همراه آورد. منزوی سردمدار غزل نئوکلاسیک دانسته می‌شود، یعنی غزلی که هم از سنت حافظ و سعدی بهره می‌برد و هم از تجربه‌های شعر نیمایی. زبانش ساده و صمیمی است و در عین حال، ترکیب‌های تازه و تصویری می‌سازد. این مجموعه هزار صفحه‌ای تلاشی است برای گردآوری آثار او در یک جا و خواننده با آن می‌تواند سیر شاعری را ببیند که باور داشت در غزل هنوز حرف‌های ناگفته بسیاری مانده است.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

این مجموعه برای خوانندگانی است که می‌خواهند منزوی را فراتر از چند غزل مشهور بشناسند و یک‌جا،almost تمام مسیر شعری او را از ابتدا تا انتها در دست داشته باشند. منزوی در غزل، هم عاشقانه‌های پرشور دارد و هم تأملات اجتماعی و فلسفی؛ و در شعر نیمایی و سپید نیز چهره‌ای متفاوت از خود نشان می‌دهد. اگر به شعر معاصر ایران، غزل نو و آثاری علاقه دارید که در آن‌ها فرم کهن با حساسیت مدرن در هم می‌آمیزند، این مجموعه یکی از جدی‌ترین انتخاب‌های کتابخانه شماست.

برشی از کتاب

◼️عجب لبی! شکرستان که گفته‌اند، این است
چه بوسه! قند فراوان که گفته‌اند، این است

به بوسه حکم وصال مرا موشح کن
که آن نگین سلیمان که گفته‌اند، این است

تو رمز حسنی و می‌گنجی‌ام به حس، اما
نگنجی‌ام به بیان، آن که گفته‌اند، این است

مرا به کشمکش خیره با غم تو چه کار؟
که تخته‌پاره و توفان که گفته‌اند، این است

کجاست بالش امنی که با تو سر بنهم؟
که حسرت سرو سامان که گفته‌اند، این است

نسیمت آمد و رویای دفترم آشفت
نه شعر، خواب پریشان که گفته‌اند، این است

غم غروب و غم غربت وطن بی تو
نماز شام غریبان که گفته‌اند، این است

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام