ادیپ در جاده
Œdipe sur la route
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر آموت
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۳۵۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۱ (نوبت ۴)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۶۰۵۶۱۶
- کد کتاب
- MBL-01859-01
- مترجم
- سعید صادقیان
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۶۵۵٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
جادهای که ادیپ در آن خودش را پیدا میکند
روایتی از بخشی که سوفوکل ننوشت: سفر بیپایان شاهِ کور و تبعیدی، در جستوجوی جایی برای آرام گرفت
این کتاب، بازپرداختی است از سفری که ادیپ را از تبای به کلونوس میبرد و همینطور از جهانی از تبعید به سوی جهانی اسطورهای. داستان، فصلی است که سوفوکل به رشته تحریر درنیاورد و ماجرای آخرین رویارویی ادیپ، پادشاه سقوطکرده و کور شده، با سرنوشت را روایت میکند. ادیپ در بیرون دیوارهای قصر سابقش، با چشمان و روحی زخمی ایستاده است و دخترش آنتیگونه و راهزنی اغواگر به نام کلیتوس با او همراه میشوند. به نظر میرسد که وفاداری کلیتوس بیشتر به خاطر مقاصدش نسبت به آنتیگونه باشد تا همراهی با ادیپ. بوشو که نویسندهای بلژیکی و از چهرههای ادبیات فرانسویزبان است، در این رمان که نخستین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، یکی از بزرگترین اسطورههای دنیای کهن را در مسیری متفاوت و پر از فراز و نشیبهای روحی و جسمانی قرار میدهد. ادیپ در جاده، نه پادشاهی مغرور، بلکه پیرمردی کور و تبعیدی است که کمکم میآموزد چگونه با گناه و سرنوشت خودش کنار بیاید.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«ادیپ در جاده» برای خوانندگانی است که اسطورهٔ ادیپ را میشناسند و میخواهند بدانند پس از آن فاجعه چه بر سر او آمد。 بوشو، بهجای تکرار تراژدی سوفوکل، سراغ همان بخشی میرود که در نمایشنامهٔ یونانی غایب است: سفر، تنهایی، و جستوجوی تطهیر。 این رمان در همان ۳۵۲ صفحه، نشان میدهد که ادیپ، حتی در مقام یک تبعیدی کور، همچنان نماد حرکت و تکاپوست؛ مردی که «تن به جادهای میسپارد که از فرجامش هیچ نمیداند»。 اگر به بازآفرینیهای مدرن از اسطورههای کلاسیک، رمانهای روانشناختی و آثاری علاقه دارید که از دل یک داستان کهن، پرسشهایی تازه دربارهٔ انسان معاصر بیرون میکشند، این کتاب یکی از انتخابهای جدی شماست。
برشی از کتاب
◼️ «او نه به جادهها اعتنا میکند، نه به موانع。 از میان بیشهها، جنگلها و مزارع میگذرد。 از تپهها و صخرهها بهسختی بالا میرود، با خطرکردنِ بسیار در مسیلها شیرجه میزند، از شیبِ تندشان بالا میرود، از جویبارها، نهرهای خروشان، رودخانهها، با گیردادن خود به هرجایی که شد، میگذرد。 خارها و شاخهها او را مجروح کردهاند، تنش پوشیده از زخمهایی است که نتیجه سقوطهایش هستند... کجا میخواهد برود؟ نمیداند。 گاه میگوید هر کجا، گاه میگوید هیچکجا، اما راه میرود، تمام روز را راه میرود و همیشه صافِ صاف.»
◼️«اینکه روزهای متوالی، ادیپ را در راهرفتن سختگیرانهاش دنبال کنند، کاری است دشوار。 او نه به جادهها اعتنا میکند، نه به موانع.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام