جنگ، چهره ی زنانه ندارد
У войны не женское лицо
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نشر چشمه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۳۶۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۵ (نوبت ۳۶)
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۶۶۳۴
- کد کتاب
- MBL-00209-01
- مترجم
- عبدالمجید احمدی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۹۸۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
صدایی که تاریخ نشنید
روایت زنانی که در جنگ جهانی دوم جنگیدند، اما تاریخ رسمی آنها را ندید
بیش از پانصدهزار زن در شوروی در جنگ جهانی دوم جنگیدند؛ تکتیرانداز، خلبان، پرستار، پارتیزان و راننده تانک بودند. ولی تاریخ جنگ، معمولاً با صدای مردان نوشته شده است. الکسیویچ با بیش از دویست زن مصاحبه کرده و خاطرههای آنها را کنار هم گذاشته است؛ دخترانی که با آرزوی عروس شدن به جبهه رفتند و با تجربه مرگ و خون برگشتند. آنها از ترس میگویند، از دوستی، از عاشق شدن در جنگ، از بچهدار شدن و از اینکه بعد از جنگ، جامعه نمیخواست آنها را قهرمان بداند؛ چون جنگ، در تصور عمومی، چهره زنانه ندارد. الکسیویچ این کتاب را نه به شکل رمان، بلکه به شکل سند شفاهی نوشته است؛ با صدای خود زنها، بدون دخالت راوی. جنگ، چهره ی زنانه ندارد، اثر سال ۱۹۸۵ سوتلانا الکسیویچ، نویسنده بلاروسی، است؛ کتابی درباره جنگ از زاویهای که تاریخ رسمی کمتر نشان داده است. الکسیویچ در سال ۲۰۱۵ جایزه نوبل ادبیات گرفت.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«جنگ، چهره ی زنانه ندارد» برای خوانندگانی است که میخواهند جنگ را نه از منظر استراتژیها و پیروزیها، بلکه از دریچه زندگی روزمره و روان انسانهایی بشناسند که آن را از سر گذراندند. این کتاب، برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، به جای ارائه یک روایت واحد و منسجم، مجموعهای از صداهای متفاوت و گاه متناقض را در کنار هم مینشاند و همین ویژگی، آن را به سندی زنده و چندلایه بدل میکند. ترجمه مستقیم عبدالمجید احمدی از زبان روسی و استقبال گستردهای که کتاب در ایران داشته (بارها تجدید چاپ شده است) نشان میدهد که این اثر توانسته با مخاطب فارسیزبان ارتباط برقرار کند. اگر به تاریخ شفاهی، روایتهای زنان و آثاری علاقه دارید که درباره هزینههای پنهان جنگ حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای اصلی شماست.
برشی از کتاب
◼️ «آخآخ، دخترا، این جنگ چه قدر نامرده... با چشمای ما که بهش نگاه میکنی، با چشمای زنانه... ترسناکتر جلوه میکنه.»
◼️ «تمام جنگ میترسیدم که پاهام معلول شن. پاهام خیلی خوشتراش و قشنگ بودن. مردها چی؟ زیاد مهم نیست اگه پاهاشون رو از دست بدم. در هر صورت همه اونا رو قهرمان میدونن... اما اگه زنی معلول بشه، سرنوشتش تباه میشه. سرنوشت زنانهش...»
◼️ «جنگ یعنی یک جمله: خارج شدن زندگی از حالت عادی. نمیتونی هر روز دوش بگیری. نمیتونی هر روز منظم قرار ملاقات بگذاری. نمیتونی با خیال آسوده فرزندت را به شهر بازی ببری و نمیتونی مثل قبل توانمند باشی.»
◼️ «جنگ زمان رو میکُشه، زمانی که برای انسان از طلا قیمتیتره.»
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام