سبد خرید
۰ محصول

سبد خرید شما خالی است

از فروشگاه کتابچه من دیدن کنید.

رفتن به فروشگاه
mybooklet

خوش آمدید!

وارد حساب کاربری شوید

ورود

جستجوهای اخیر

زندگی در پیش رو

La Vie devant soi

نویسنده: رومن گاری

نسخهٔ چاپ این کتاب

قیمت و موجودی همین نسخه

جلد نسخه نشر ثالث

نشر نشر ثالث

انتخاب‌شده
تعداد صفحات
۲۳۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال چاپ
۱۴۰۵ (نوبت ۲۵)
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۹۵۰۸
کد کتاب
MBL-00052-01
دسته‌بندی
ادبیات اروپا

وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی

قیمت:

۶۲۰٬۰۰۰تومان

موجود در انبار

معرفی کتاب

عشقی که در حاشیهٔ شهر جوانه می‌زند
روایتی از پیوند یک پسربچهٔ عرب‌تبار و زنی یهودی که سال‌هاست در انتظار مرگ است،

مومو، پسربچه عرب‌تبار ده ساله، در محله بل‌ویل پاریس با مادام رزا زندگی می‌کند؛ زنی یهودی و پیر که زمانی در آشویتس بوده و حالا از بچه‌های زنان کارگر نگهداری می‌کند. مومو نمی‌داند مادرش کیست و مادام رزا هم همه چیز را به او نگفته است. رابطه این دو، با همه دعواها و مهربانی‌هایش، قلب کتاب است؛ پسری که دارد بزرگ می‌شود و زنی که دارد پیر می‌شود و هر دو به هم تکیه کرده‌اند. گاری این داستان را با صدای مومو روایت می‌کند؛ صدایی کودکانه و در عین حال تیزبین که پاریس حاشیه‌ای، فقر، عشق و مرگ را با همان سادگی و صداقت بچه‌ها نشان می‌دهد. زندگی در پیش رو، رمان سال ۱۹۷۵ گاری است که با نام مستعار امیل آژار منتشر شد؛ کتابی که هم خنده‌دار است و هم غم‌انگیز و از محبوب‌ترین رمان‌های فرانسه در قرن بیستم به شمار می‌رود.


چرا این کتاب را بخوانیم؟

«زندگی در پیش رو» برای خوانندگانی است که می‌خواهند رمانی دربارهٔ فقر و تنهایی بخوانند، اما نه روایتی تلخ و سیاه که خواننده را از خود دور کند. گاری با صدای مومو، جهانی می‌سازد که در آن شوخی و اندوه در هم می‌آمیزند و عشق، حتی در بی‌رحم‌ترین شرایط، شکل تازه‌ای پیدا می‌کند. ترجمهٔ لیلی گلستان از دیرباز یکی از محبوب‌ترین برگردان‌های این اثر به فارسی بوده و نشر ثالث آن را به چاپ‌های متعدد رسانده است. اگر به ادبیات فرانسه، رمان‌های راوی‌کودک و آثاری علاقه دارید که دربارهٔ پیوندهای انسانی در حاشیهٔ جامعه حرف جدی می‌زنند، این کتاب یکی از انتخاب‌های اصلی شماست.

برشی از کتاب

◼️ متن اصلی : La première chose que je peux vous dire c’est qu’on habitait au sixième à pied et que pour Madame Rosa, avec tous ces kilos qu’elle portait sur elle et seulement deux jambes, c’était une vraie source de vie quotidienne, avec tous les soucis et les peines. 

 

◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: نخستین چیزی که می‌توانم به شما بگویم این است که ما در طبقهٔ ششم زندگی می‌کردیم، پیاده بالا می‌رفتیم، و برای مادام روزا، با همهٔ کیلوهایی که بر تنش حمل می‌کرد و تنها دو پا، این سرچشمهٔ واقعی زندگی روزمره بود، با همهٔ دلواپسی‌ها و رنج‌ها.

 

◼️ «هرگز به قدر کافی بچه نبودم. البته او هرگز نمی‌توانست کاملاً آسوده‌خاطر باشد چون برای آسودگی کامل باید می‌مرد. در زندگی همیشه وحشت وجود دارد.»

 

◼️ «زندگی، چیزی نیست که متعلق به همه باشد. خوشبختی وقتی حس می‌شود که کمبودش را حس کنیم.»

 

◼️ «در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد. اگر اتفاق در بیرون بیفتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیر ممکن است.»


◼️ «وقتی آدم دلش می‌خواهد بمیرد، شکلات از مواقع دیگر خوشمزه‌تر می‌شود.»
 

کتاب‌های هم‌دسته

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.

برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.

ورود یا ثبت‌نام