مرگ ایوان ایلیچ
Смерть Ивана Ильича
نسخهٔ چاپ این کتاب
قیمت و موجودی همین نسخه
نشر نشر چشمه
انتخابشده- تعداد صفحات
- ۱۰۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال چاپ
- ۱۴۰۵ (نوبت ۱۵۳)
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۵۸۴۹
- کد کتاب
- MBL-01003-01
- مترجم
- سروش حبیبی
- دستهبندی
- ادبیات ملل
وزن ۳۵۰ گرم · زبان فارسی
قیمت:
۳۴۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
زندگی ای که فقط در لحظۀ مرگ فهمیده میشود
روایتی کوتاه و تکاندهنده از قاضیای که تمام عمر مرگ را نادیده گرفت، تا روزی که در برابر او ایستاد
مرگ ایوان ایلیچ، رمان کوتاه سال ۱۸۸۶ لئو تولستوی، با خبر مرگ آغاز میشود. همکاران ایوان ایلیچ، قاضیای محترم، خبر مرگ او را در روزنامه میخوانند و نخستین فکرشان، این است که مرگ او چه تأثیری بر ارتقای خودشان خواهد داشت. تولستوی سپس به زندگی ایوان بازمیگردد. مردی که در طول زندگیاش، به مرگ فقط بهعنوان فکری گذرا اندیشیده بود. حالا، با بیماری و درد، مجبور میشود با میرایی خودش روبهرو شود. او کمکم میفهمد که زندگیای که با معیارهای اجتماعی و موفقیت شغلی ساخته، خالی بوده است و فقط در لحظههای صداقت با خود، آرامش پیدا میکند. تولستوی در این کتاب، از خواننده میپرسد که انسانی نهچندان متفکر، چگونه با تنها لحظه حقیقی زندگیاش مواجه خواهد شد. مرگ ایوان ایلیچ، یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبیات درباره مرگ است و با وجود موضوع تلخش، به خواننده نوید میدهد که در هر لحظه از زندگی میتوان به آرامش روحی رسید.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«مرگ ایوان ایلیچ» برای خوانندگانی است که میخواهند کتابی کوتاه اما عمیق بخوانند؛ اثری که در همان صد صفحه، پرسشهایی را پیش میکشد که هر انسانی، دیر یا زود، با آنها روبهرو میشود. تولستوی در این رمان، بدون وعظ و شعار، نشان میدهد که چگونه یک زندگی بهظاهر موفق میتواند در لحظهٔ مرگ، توخالی و بیمعنا جلوه کند و چگونه حتی در واپسین نفسها، امکان بازگشت و شناخت وجود دارد. ترجمهٔ روان و شناختهشدهٔ سروش حبیبی و انتشارات چشمه، این اثر را به یکی از معتبرترین برگردانهای فارسی بدل کرده است. اگر به ادبیات روسیه، رمانهای فلسفی و آثاری علاقه دارید که دربارهٔ معنای زندگی و مرگ حرف جدی میزنند، این کتاب یکی از انتخابهای اصلی شماست.
برشی از کتاب
◼️ ترجمه کتابچه من از متن اصلی: آقایان، ایوان ایلیچ مرده است.
◼️ متن اصلی: — Господа! — сказал он, — Иван Ильич-то умер.
◼️«ولی آخر این همه رنج برای چیست؟ و ندا جواب میداد: برای هیچ!»
◼️ «اگر کل زندگیم تا الان توی مسیر اشتباهی بوده باشد، چی؟»
◼️ «با خود تکرار کرد: چه میخواهی؟ چه میخواهی؟ جواب داد: چه میخواهم؟ میخواهم زندگی کنم و رنج نکشم.»
◼️«در جایی که خیال میکردم دارم بالا میروم، تو نگو از تپه دارم پایین میآیم…»
◼️«حس میکرد تار و پود دروغ چنان بر گردش تنیده و درگیر آن شده است که از هم گسستن آن دشوار است…»
اثرهای دیگرِ لئو تولستوی
کتابهای همدسته
دیدگاهها و پرسشها
هنوز دیدگاهی برای این کتاب منتشر نشده است. اولین نفر باشید.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید.
ورود یا ثبتنام